ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

247

قصص الانبياء ( فارسى )

از جفاهاى بسيار كه با او كرده بودند . بىفرمان حق تعالى هجرت كرد ، قوله تعالى : وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً « 1 » . و درين آيت سؤالهاست : يكى آن‌كه چرا او را بماهى بازخواند . حق تعالى بخلق بنمود كه ما را با كسى خويشى نيست ، تا بر طاعت و خدمت ما بود رسول خود خوانديم . چون از طاعت ما بيكسو رفت و قوم را گذاشت به ماهيش بازخوانديم . و ديگر معنى آن بود كه عقوبتش به دو بود چنان كه دوزخيان را : وَ نادى أَصْحابُ النَّارِ . « 2 » چون عقوبت ايشان به آتش دوزخ بود بوى بازخواند . و يونس مسبّح بود و ماهى نيز مسبّح بود . خداوندان اشارت گفته‌اند كه ذا النّون بدان خواند كه او دايم ساجد بودى و خلقت ماهى بسجود ماند ، و معنى آنست تا خلق دانند كه يونس عابد بود و اين نام او را ثنا بود نه جفا ] b 411 [ . و اشارت آنست كه كسى كه پنجاه سال بر درگاه ما باشد و به خدمت ما خو كرده بود هرگز كى بود كه او را از خود جدا كنيم . سؤال - يونس خشم از كه گرفت ؟ اگر گوئيم از كافران ، با ايشان خود خشمگين بود و ايشان خشم او مىخواستند ، و اگر گوئيم بر حق خشم گرفت از پيغامبران اين روا نبود . جواب مفسّران آنست كه ياد نكرد كه بر كه خشم گرفت ، بلكه از ان وقت خشمگين شايد بود از جفاهاء كافران شايد بودن كه « 3 » بوى رسانيده بودند بروزگار « 4 » . و جواب لغتى آنست كه غضب سخط بود ، معنى آنست كه حق تعالى گفت آزرده رفت از ميان قوم خويش تا اشكال آن همه برخيزد . سؤال - حق تعالى گفت : فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ « 5 » . گفت يونس پنداشت كه

--> ( 1 ) - الانبياء 87 ( 2 ) - الاعراف 50 ( 3 ) - از جفاهاء كافران بود كه ( 4 ) - شايد بودن كه خشم از آزار كافران بود كه مىرسانيدند . ( ن ) ( 5 ) - الانبياء 87